زررررررررررررررده ه ه ه
می خوام ناخونامو لاک بزنم .... مرتب و دقیق.....
مث وقتایی که می دی ناخوناتو لاک بزنن و میلیمتر نمی زنه از مرتبی.
همین طوری که مشغولم آقای نی نی می پره پشتم و شروع می کنه به بالاو پایین پریدن .
فرچه پر از لاک روی هوا معلق مونده و چشم من به قالی زیر پام خیره شده..... 
چند ثانیه ای نمی گذره که می آد پایین و لاک قرمزو از روی میز برمی داره و بلند می گه : زررررد!
بهش می گم این قرمزه. قرررررمز.
نگاهش می کنه و بعد انگار که کشف مهمی کرده لاک صورتی رو برمی داره و با خوشحالی فریاد می زنه زررررررررررده ه ه ...
بهش می گم : می خوای ناخوناتو لاک بزنم ؟ آره می خواد ....چند دقیقه بعد پسرم مقابلم نشسته و من 20 تا ناخون ریز میلیمتری دارم که می تونم رنگ و وارنگ لاکشون بزنم .
حاشیه : این یه خاطره قدیمیه . چون فرصت نکردم تا امروز نوشتنش طول کشید..... نمی دونم حکمت این رنگ زرد چیه .... 


زررررررررررررررده ه ه ه
